X
تبلیغات
ردپای عشق سوخته

ردپای عشق سوخته
اشعار قلب یخی  

 

نفس نمی کشــــــــد هــــــــوا

قـــــــــدم نمی زند زمیـــــــن

سکـــــــــوت میکنـــــد غزل

بــــــــدون تـــــو یعنی همین ...


thumb_HM-20133450320090724631385810189.6

[ چهارشنبه 27 فروردین1393 ] [ 13 ] [ Eissa ]
 

وقتی میگویم دوست دارم

شاید تصور کنی تنها چند واژه ی ساده را در کنار هم گذاشته ام

و جمله ای را بیان کرده ام

اما...

این تنها یک جمله نیست

دنیای لبریز از رویا های سبز و سرخ

همین جمله کوتاه ...اری همین چند واژه خود کتابیست سر شار از معنا

دوست دارم یعنی زندگی بدون تو برایم بی معناست

بی تو دنیای من به سردی می گراید و چشمانم بی فروغ میگردد 

قلب من منزلگاه توست و وجودم سرزمینی که تخت پادشاهی

را تنها لایق تو می دانم

دوست دارم . . . . .

[ یکشنبه 17 فروردین1393 ] [ 7 ] [ Eissa ]

گفتی که به احترام دل باران باش

باران شدم و به روی گل باریدم

گفتی که ببوس روی نیلوفر را

از عشق تو گونه های او بوسیدم


گفتی که ستاره شو ، دلی روشن کن

من هم چو گل ستاره ها تابیدم

گفتی که برای باغ دل پیچک باش

بر یاسمن نگاه تو پیچیدم

گفتی که برای لحظه ای دریا شو

دریا شدم و تو را به ساحل دیدم

گفتی که بیا و لحظه ای مجنون باش

مجنون شدم و ز دوریت نالیدم

گفتی که شکوفه کن به فصل پاییز

گل دادم و با ترنّمت روییدم

گفتی که بیا و از وفایت بگذر

از لهجه ی بی وفاییت رنجیدم

گفتم که بهانه ات برایم کافیست

معنای لطیف عشق را فهمیدم

[ دوشنبه 11 فروردین1393 ] [ 8 ] [ Eissa ]

جهــــــان زانــــــو می زنــــــد بــــــرای ِ عشــ♥ــــق ...!

 

مــــــن ادعــــــای ِ عشــــــق نکــــــردم ...

 

بــــــا تــــــو صادقانــــــه گفتــــــم :

 

آنچــــــه را کــــــه بــــــود ... هســــــت ...

 

مــــــن ادعــــــا نکــــــردم ...!

 

امــــــــــــا عاشقـــــ♥ـــــــم . . . . . !

[ سه شنبه 5 فروردین1393 ] [ 10 ] [ Eissa ]
تمام کینه هایت می ریزد

و تمام آن غم های بزرگ

و همه حسرت ها و آرزوهایت !

حالا آرام تر، آرام تر بتکان

تا خاطره هایت نیفتد

تلخ یا شیرین، چه تفاوت می کند؟

خاطره، خاطره است

باید باشد،

به پاس همه ی لحظات کنار هم بودنمان

باید بماند....
روزهای با هم بودنمان مستدام...

حال و روزِ دلتان بهاری....
[ سه شنبه 27 اسفند1392 ] [ 12 ] [ Eissa ]

دلم یک خیابان می خواهد ...


که بشود با تــو قدم زد ...


جایی که مردمش زبان ما را بلد نیستند ...


من به زبان خودمانی ...


هی بگویم دوستت دارم

و عابران درگیر این کنجکاوی باشند ...


من چه می گویم که تـــــو اینطور میخندی . . . . .

[ شنبه 17 اسفند1392 ] [ 10 ] [ Eissa ]

 

. . . . . . من

بعضی آدمها رو نمیشه داشت

فقط میشه یه جور خاصی دوستشان داشت

بعضی آدمها اصلا برای این نیستند

که برای تو باشند یا تو برای آنها

اصلا به آخرش فکر نمیکنی ...

آنها برای اینند که دوستشان بداری

آن هم نه دوست داشتن معمولی ...

یه جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیست ...

این آدمها حتی وقتی که دیگر نیستند هم

در کنج دلت تا ابد یه جور خاص دوست داشته خواهند شد ...

و شاید این آدمها برای هر کسی فقط یه نفر باشند

که در زندگی هیچ وقت تکرار نمی شود !

مثل . . . . . . برای من

 

 

[ چهارشنبه 7 اسفند1392 ] [ 7 ] [ Eissa ]

برای دوست داشتنت

محتاج دیدنت نیستم...

اگر چه نگاهت آرامم می کند

محتاج سخن گفتن با تو نیستم...

اگر چه صدایت دلم را می لرزاند

محتاج شانه به شانه ات بودن نیستم...

اگر چه برای تکیه کردن ،

شانه ات محکم ترین و قابل اطمینان ترین است!

دوست دارم بدانی ،

حتی اگر کنارم نباشی ...

باز هم ،

نگاهت می کنم ... 

صدایت را می شنوم ... 

به تو تکیه می کنم

همیشه با منی ،

و همیشه با تو هستم، 

هر جا که باشی! . . . . . .

[ شنبه 3 اسفند1392 ] [ 11 ] [ Eissa ]

مینویسم ... باز هم مینویسم ! نخوان !

حرفهایم تکراریست ... دردهایم تکراریست ... نشنو !

همان عیسای نفرین شده ی دیروزم ... نبین !

همان عاشق خسته ی دیروزم ... فقط برو ... برو !

ولی حس کن و لمس کن زخم های عمیق زندگی و قلبم را

بی کسی هایم را ... تنهایی هایم را ...

برآنچه گذشت ،

آنچه شکست ،

آنچه نشد،

آنچه ریخت نباید حسرت خورد،

زندگی اگرآسان بودباگریه آغاز نمیشد!!!!!!

[ یکشنبه 27 بهمن1392 ] [ 8 ] [ Eissa ]

دلم کمی خدا می خواهد...

دلم!!!

تمام شدن میخواهد
از ان تمام شدن هایی 
که بشود
نقطه سر خط.
انگاه
دیکته تمام شود
ومن دیگر آغاز نشوم....

دلــم كــَمى خــُدا مــى خــوآهـَد
كـــَمى سكــوت
دلــَم دل بـــُريدن مــى خــوآهـَد
كــَمى اَشك
كــَمى بــُهت
كــَمى آغــوش آسمــآنى
كــمى دور شــُدن اَز ايــن جــنس آدم ...

راستی خدا ! اگر من نبودم ...

این همه غمهایت را چه میکردی؟؟؟!!

 

[ دوشنبه 21 بهمن1392 ] [ 12 ] [ Eissa ]

این همه بی قراریو حرفای عاشقونه

پیشم بمون وقتی پای عاشقی در میونه 

تو چشمای سیاه تو خوشبختیو مبینم

تو گوش تو قصه میگم واسط عاشق ترینم 

این همه مهربونیو بگو بخندو شادیو

من دارم عاشقت میشم خودت اجازه دادیو 

خودت اجازشو دادی دور چشات بگردم

من درس عاشق شدنو صد دفه دور کردم 

همیشه عاشق توام عشق همیشگیمی

تو بهترین خاطره تمام زندگیمی 

چه حال خوبی دارم از وقتی دلم باهاته

این روزا آرزوی من شنیدن صداته

[ دوشنبه 14 بهمن1392 ] [ 8 ] [ Eissa ]
ﻧﻤﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ...


ﮐــﻪ ﮐـﻠـﻤـﺎﺕ ﺭﺍ نیازارم با درد


دردی ﮐـﻪ ﺍﺯ ﺍﻥ ﻣــﻦ ﺍﺳـﺖ


ﺗـﺎ ﺳـﮑـﻮﺕ ﺭﺍ ﺑـﯿـﺎﻣـﻮﺯم


ﻧـﻤـﯽ ﻧـﻮﯾـﺴـم


ﺗـﺎ ﺍﺣـﺴـﺎﺳـﺎﺗﻢ ﺭﺍ ﻣـﺤـﺒـﻮﺱ ﮐـﻨـم


ﺗـﺎ ﻧـﺨـﻮﺍﻧـﯽ ، ﻧـﺪﺍﻧـﯽ


ﮐـﻪ ﭼـﻪ ﻣـﯽ ﮔـﺬﺭﺩ ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـﺎ ﺑـﺮ ﻣــﻦ


ﻣـﯽ ﺧـﻨـﺪم ، تایادم بماند

ﺗـﻈـﺎﻫـﺮ ﺑـﻬـﺘـﺮﯾـﻦ ﮐـﺎﺭ ﺍﺳـﺖ . . .
[ دوشنبه 7 بهمن1392 ] [ 9 ] [ Eissa ]

. . . . . . عزیزم! 

تمام دلخوشی دنیای من این است که ندانی و دوستت بدارم. 

 وقتی می فهمی و می رانی ام ...  

چیزی درون قلبم فرو می ریزد 

 چیزی شبیه غرور 

 . . . . . .  عزیزم لطفا گاهی خودت را  

 به نفهمیدن بزن و بگذار دوستت بدارم. 

 بعداز تو هیچ کس الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند. 

 نمی گذارم ... نمی خواهم ...

 . . . . من، همین که هستی دوستت دارم 

 حتی سایه ات که هرگز به آن نمی رسم...

[ سه شنبه 1 بهمن1392 ] [ 12 ] [ Eissa ]

خدا رو چه ديدي، شايد با تو باشم

شايد با نگاهت، از اين غم رها شم

خدا رو چه ديدي، شايد غصه رد شد

دلم راه و رسم اين عشق و بلد شد

هنوز بيقرارم، به ياد نگاهت

نشستم تو بارون، بازم چشم به راهت  

خدا رو چه ديدي، تو شايد بموني

شايد غصه هام و تو چشمام بخوني

خدا رو چه ديدي، شايد دل سپردي

شايد عشقمون و تو از ياد نبردي

هنوز بيقرارم، به ياد نگاهت

نشستم تو بارون، بازم چشم به راهت  

تو ترسي نداري از عشق و جدايي

مي خواي پر بگيري به سمت رهايي

براي تو موندن دليلي نداره

برات حرف رفتن شده، راه چاره

خدا رو چه ديدي، تو شايد بموني

شايد غصه هام و تو چشمام بخوني

خدا رو چه ديدي، شايد دل سپردي

شايد عشقمون و تو از ياد نبردي ... 

 

[ شنبه 21 دی1392 ] [ 9 ] [ Eissa ]

د : داشتن تو برای لحظه ای به تمام عمر بی کسی ام می ارزد ...

و : وابسته تپش های قلبت هستم که به روح ساکن من حیات می بخشد ...

س : سرسپرده برق نگاه توام لحظه ای که مرا به آغوش گرمت مهمان میکنی...

ت : تک ستاره شب های بی فانوسم شدی زمانی که از خدا تکه ای نور طلب کردم ...

ت : تپش های قلبم در گرو حضورتوست که در رگهای زندگیم جاریست ...

د : دوری از تو درد آورترین مجازات دنیاست ...

آ : آرامش تک تک لحظات زندگی ام به لبخند زیبای تو وابسته است ...

ر : روشنی بخش زندگی و رنگ آمیزی زیبا برای رویاهای من هستی ...

م : معنی دوست داشتن یعنی این . . . . . .

ت : تقدیم به ع . ن . و . د . ف . ق . ه

[ شنبه 14 دی1392 ] [ 10 ] [ Eissa ]

با من قدم بزن حالا که با منی
حالا بغضی ام حالا که سهممی
با من قدم بزن می لرزه دست وپام
بی تو کجا برم بی تو کجا بیام
دست منو بگیر کنار من بشین
من عاشق توام حال منو ببین
از دلهره نگو از خستگی پرم
بی تو میشینمو روزا رو میشمورم
هر جا بری میام دلگرمو بی قرار
بی من سفر نرو تنهام دیگه نزار
تو با منی هنوز عطر تو
بامنه
فردا داره به ما لبخند میزنه 
بی تو برای من فردا پراز غمه
بی تو هوا خسته دنیا جهنمه
.
دست منو بگیر تو اوج اضطراب
بازم منو ببـــــــــر با بوسه ای به خواب
با من قدم بزن تو این پیاده رو
من عاشقت شدم از پیش من نرو
 

[ سه شنبه 3 دی1392 ] [ 9 ] [ Eissa ]

تقدیم به همه وجودم  . . . . . .

ارومم وقتی که پیش تو و زیباییت میشینم

باور کن دنیا رو من با چشمای تو میبینم

جوری به تو دل میبندم که نتونم برگردم...

تو رو با قلبم پیدا کردم...

خوشبختم تو با منی

لبخندتو از من نگیر...

عشق من تا با همیم دلشوره ی رفتن نگیر...

میدونی تو دنیا فکر کسی غیر از تو با من نیست...

وقتی تو اینجایی راهی غیر از عاشق بودن نیست...

وقتی دل من بی تابه بگو با من میمونی...

منو اروم کن تا میتونی...

[ یکشنبه 24 آذر1392 ] [ 10 ] [ Eissa ]

عکسِ تو همیشه اینجاست . . . که نده دوریت عذابم

بشمرم چند تا ستاره، که ببینمت تو خوابم 

بیا با من قدم بزن تو کوچه ی درد دلام

بشکنه تنهایی من، با یه تبسم، یه سلام 

پاییز میاد از اشک تو واسه خودش غم میاره

بهار پیش رنگ نگات قشنگیشو کم میاره 

کی از تو مهربونتره وقتی غریب و بی کسم؟

با شوق حسِ عطرِ تو تازه میشه هر نفسم

. . . . . .

[ یکشنبه 17 آذر1392 ] [ 13 ] [ Eissa ]

برای باران برای بهار برای زندگی

با تو که هستم دستانم به مهتاب میرسد

در پناه صدایت تمام شب های بی قراری ام را تاب می آورم...

نام تورا که بر زبان می آورم

تمام دنیا مال من می شود

تا در آن احساسم را جای دهم...

وقتی تو کنارم هستی

بهانه ای برای زندگی نمی خواهم

تو بهانه زنده ماندنم هستی ......

[ دوشنبه 11 آذر1392 ] [ 8 ] [ Eissa ]

چقدر دوست دارم یکیو داشته باشم مال خود خودم

یکی که نگرانم باشه

یکی که کنارش خود خودم باشم ...

یکی که براش مهم باشم ...

دلم یکی میخواد که وقتی بهش خوبی میکنم فکر نکنه محتاجشم

کسی که جواب محبتامو با محبت بده ...

دلم کسی رو میخواد که بهش ببالم ...

دلم کسی رو میخواد که جلو دیگران با افتخار بگم

این ماله منه این دنیای منه ...

دلم این روزا یه مرهم یه دوست داشتن واقعی میخواد ...

یکی که وقتی ازش هدیه خواستم نگران این نباشه

که با خودش هزار هزار فکر بی مربوط کنه

یکی که رفیق باشه یار باشه

یکی که اومدنش رفتن نداشته باشه ...

یکی که دستاشو بگیرمو با هم یه عالمه قدم بزنیم ...

دلم یه دوست داشتن میخواد ...

دوست داشتنی که این روزا به این سادگی ها گیر نمیاد ...

[ شنبه 2 آذر1392 ] [ 7 ] [ Eissa ]

پروانه ای به شوق تو وا کرده بال ها

ای عشق ای جواب تمام سوال ها

تفسیر حرف های قشنگ تو روشن است

در ته نشین قهوه ی فنجان فال ها

با دیدن تو گونه ی من سرخ می شود

با شرم می رسند مگر سیب کال ها ؟

ماهی تنگ خانه که دریا ندیده بود

گم شد میان این همه موج خیال ها

این خط که زیر چشم سیاهت کشیده اند

سر مشق تازه ایست برای غزال ها

تسخیر کائنات برای تو ساده است

کافیست تر کنند لبی خط و خال ها

عکس تو را میان قلبم قاب میکنم

ای ان یکاد عشق تو دفع زوال ها

از آتش محبت من کم نمی کنند

حتی گذشت روز و شب و ماه و سال ها

حالا بیا و خوب به سمتم نگاه کن

پروانه ای به شوق تو وا کرده بال ها  ...

[ پنجشنبه 23 آبان1392 ] [ 11 ] [ Eissa ]

چنان که از قفس هم دو یا کریم به هم

از آن دو پنجره ما خیره می شدیم به هم

به هم شبیه به هم مبتلا به هم محتاج

چنان دو نیمه سیبی که هر دو نیم به هم

من و توییم دو پژمرده گل میان کتاب

من و توییم دو دلبسته از قدیم به هم

شبیه یکدیگریم و چقدر دلگیر 

شبیه بودن گل های بی شمیم به هم

من و تو رود شدیم و جدا شدیم از هم

من و تو کوه شدیم و نمی رسیم به هم

بیا شویم خاکستری رها در باد

من و تو را برساند مگر نسیم به هم ...

 

[ یکشنبه 19 آبان1392 ] [ 13 ] [ Eissa ]

سلام ما به محرم، به غصه و غم مهدی

به چشم کاسه خون و به شال ماتم مهدی

سلام ما به محرم، به شور و حال و عیانش

سلام ما به حسین و به اشک سینه زنانش…

التماس دعا


 

[ سه شنبه 14 آبان1392 ] [ 17 ] [ Eissa ]

می خوام راستش رو بگم...

بی تو نه قدم زدن لب دریا لذت بخشه نه خیره شدن به امواج

بی تو نه رفتن معنا پیدا می کنه..نه ماندن .

بی تو خیلی چیزا بی رنگه...خورشید..دریا...حتی رنگین کمان

بی تو من حرفی ندارم جز نگاهی سرد

بی تو حتی نفس کشیدن هم می شود پر درد!!

بی تو شنیدن آهنگم هم قشنگ نیست.

بی تو نگاه کردن به آسمون (ماه) مسخره ست...

حتی...داشتن یه ستاره هم رویایی نیست ...

بی تو منم بی من میشم

بی تو ...

اصلا می خوام اقرار کنم ...

بی تو حتی نفس کشیدن هم ارزش نداره ......

[ سه شنبه 7 آبان1392 ] [ 10 ] [ Eissa ]

بی تو به پوچی می رسم راهی به قلبت باز کن ...

پیوندهای کهنه را بشکن ز نو آغاز کن ...

دارم صدایت می زنم ، در انتظار پاسخم ...

اینقدر سرد و خشک نه ! گاهی برایم ناز کن ...

من قانعم بی معجزه اما نه این انصاف نیست

شک میکنم در بودنت حالا بیا اعجاز کن

بیزارم از دلمردگی ، از این نت افسردگی

آهنگی از شور خودت در پرده ها ساز کن

چیزی بگو اینجا کسی غیر از من و حس تو نیست

یکبار گفتی عاشقی ، این عشق را ابراز کن

هم خنده هم آهم تویی ، چاهم ولی ماهم تویی ......

یا پل بزن تا آسمان یا تا دلم پرواز کن ...

ع ج ی ج و ......

[ شنبه 27 مهر1392 ] [ 10 ] [ Eissa ]

تو را دوست می دارم٬نمی دانم چرا٬

شاید این طبیعت ساده و بی آلایش من٬

حد و مرزی برای دوست داشتن نمی شناسد.

ولی سخت در این مکتوب فرو نشسته ام

چه کسی مرا دوست می دارد؟

ای فرشته نازل شده بر چشمانم٬

ای شقایق زندگی ام٬

ای تنها ستاره آسمان قلبم٬

ای زیباترین زیباییهای محبت٬

ای بهانه شبهایم٬

ای تنها نیاز زنده بودنم٬

ای آغاز روز بودنم٬

ای نیمه ژنهای من٬

و تو ای معشوقه من٬

تو را با تمام وجود٬

                           دوست دارم و

                                        می پرستم...

[ یکشنبه 21 مهر1392 ] [ 12 ] [ Eissa ]


"خــــــــدا همه چیز می شود همه کس را

به شرط اعتقاد

به شرط پاکی دل

به شرط طهارت روح

به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

بشویید قلبهایتان را از هر احساس ناروا

و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف

و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک

و دستهایتان را از هر آلودگی در بازار

و بپرهیزید از ناجوانمردی ها، ناراستی ها، نامردمی ها....

چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه بر سر سفره ی شما

با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند

در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند

و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند

مگر از زندگی چه میخواهید که در خدایی خدا یافت نمیشود؟"

[ چهارشنبه 17 مهر1392 ] [ 9 ] [ Eissa ]

کنار تو فقط آروم میشم

پُر از دلشوره ام هر جای دیگه

تو تقدیر منی بی لحظه ای شک

چشات اینو بهم هر لحظه میگه

تو می خندی پُر از لبخند میشم

تمومِ زندگیم خوشرنگ میشه

صدای پای تو تو کلبه هر روز

واسه من بهترین آهنگ میشه

تو که باشی همه دنیا شبیه آرزوم میشه

روزای سرد تنهایی

تو که باشی تموم میشه

چقدر خوشبختی نزدیکه

کنار من که راه میری

از این دنیا رها میشم

تو که دستامو می گیری

تو که خوشحال باشی

خوبه خوبم

دیگه از زندگی چیزی نمی خوام

حالا که دستِ تو تو دستامه

چه فرقی می کنه کجای دنیام

کنار تو فقط آروم میشم...

[ یکشنبه 14 مهر1392 ] [ 13 ] [ Eissa ]

 

کاش من فقط تو را داشتم ......
و خدا هی می بپرسد :
دیگه چی ؟ ؟
بگویم:
همین کافیست یه عمر مخلصتم ...

 

[ دوشنبه 8 مهر1392 ] [ 11 ] [ Eissa ]

به این دنیا تا قبل از با تو بدون نداشتم هیچ امید و اعتقادی

تا اینکه اومدی و با نگاهت به روزهای حضورم رنگ دادی

به بوی عطر دیدار تو هر روز تموم لحظه هام آغشته میشه

تو میخوابی و از من دور میشی مث آرامشم آشفته میشه

فضای ذهن من رو نازنینم تب خواستن تو مشغول کرده

همین که مثل من عاشق ترینی خواستن تو هم منو مسئول کرده

هنوز هر لحظه برام تداعی میشه خاطرات

حلقه اشک توی چشمام میگه دلتنگ برات

هنوز اسمت که میاد گر میگیره وجود من

تموم دلخوشیم اینه شادیتو در نبود من

تو مثل یک فال عجیبی که توی عمق من ته نشینه

تو رو باید همیشه آرزو کرد مهرت بدجور به این دلم میشینه ...

[ دوشنبه 1 مهر1392 ] [ 13 ] [ Eissa ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ع ج ی ج م . . . . . .



گفتمش نقاش رانقشی بکش اززندگی

باقلم نقش حبابی برلب دریا کشید


دریای شورانگیز چشمات چه زیباست انجا که باید دل به دریا زد همین جاست

کاش خداسه چیز رانمی آفریدعشق-غرور-دروغ که انسان به خاطرعشق از روی غروردروغ نمیگفت


میخواستم زندگی کنم راهم را بستند، ستایش کردم گفتند خرافات است، عاشق شدم گفتند دروغ است، گریستم گفتند بهانه است، خندیدم گفتند دیوانه است، دنیا را نگه دارید می خواهم پیاده شوم

چرا وقتی که آدم تنها می شه
غم و غصه اش قده یک دنیا می شه
میره یک گوشه ی پنهون می شینه
اونجا رو مثله یه زندون می بینه

وقتی که تنها می شم اشک تو چشام پر میزنه
غم میاد یواش یواش خونه ی دل در می زنه
غمه تنهایی اسیرت می کنه
تا بخوای بجنبی، پیرت می کنه

میگن این دنیا دیگه مثله قدیما نمی شه
دله این آدما زشته، دیگه زیبا نمی شه
اون بالا باد داره زاغه ابرا رو چوب می زنه
اشکه این ابرا زیاده، ولی دریا نمی شه



باآرزوی موفقیت درتمام مراحل زندگی خوشحال میشم نظرتون رودرباره وبم بدونم
نويسنده: Eissa ks
eissysh@yahoo.com
امکانات وب

صداياب